السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

285

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

نيز گفته‌اند كه فرشتگان به پشت آدم دست كشيدند . از اين جهت ، فعل را به مسبّب نسبت داده است . برخى گفته‌اند : معناى دست كشيدن ، احصا و شمارش و اندازه گرفتن است ، چنان‌كه وقتى زمين را كه اندازه مىگيرند ، مىگويند مسّاحى شد . و اين كار در سرزمين نعمان بود كه درّه‌اى است بين مكّه و طائف در كنار صحراى عرفات . خداوند ، به آن ذرّه خطاب كرد و همگان جواب مثبت دادند و « بلى » گفتند . آن‌گاه خداوند ، اين پيمان و قرارداد را در نامه‌اى سفيد نوشته و فرشتگان را بر آن گواه گرفت و حجرالاسود آن را بلعيد . ذرّه‌ى رسول خدا از روى زمين پاسخ داده بود ، در حالى كه علم و هدايت در آن به هم آميخته بود . از اين جهت به علم و هدايتِ موروثى و وهبى برانگيخته شد . گفته‌اند : هنگامى كه خداوند متعال به جبرئيل و ميكائيل مأموريت داد كه مشتى از خاك زمين بردارند ، زمين از برداشتن خاك خوددارى كرد و مانع شد ، تا اين‌كه خداوند عزرائيل را فرستاد و او مشتى از خاك زمين برداشت . شيطان بر روى زمين با دو پاى خود قدم نهاد و برخى از جاهاى آن جاى پاى او شد . نفس از ردّ پاى شيطان خلق شد و جايگاه شرور و بدىها گشت . و جاهايى كه پاى شيطان به آن‌جاها نرسيد ، تربت اصل و ريشه پيامبران و اوليا شد . ذرّه رسول خدا صلّىاللَّه‌عليه [ وآله ] وسلّم همان‌جايى است كه پاى ابليس به آن‌جا گذاشته نشده و جايى است كه نظر خداوند متعال به آنجا افتاده و عزرائيل از آن جا مشتى خاك برداشت . لذا هيچ بهره‌اى از نادانى به آنجا نرسيد ، بلكه جهل از آن‌جا كنده شده و بهره‌ى علم و هدايتش فراوان است . از اين جهت ، خداوند حضرتش را به علم و هدايت برانگيخت و از دل او به دل‌هاى ديگر و از روح و نفس او به جان‌هاى ديگر منتقل شد ، تناسب در اصل طهارت طينت واقع شد . و با آن آشنايى نخستين ، هر يك كه مناسبت نزديك‌ترى به او داشت ، به نسبت طهارت طينت ، بهره‌اش در پذيرش آن‌چه را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آورده است ، بيشتر خواهد بود و دل‌هاى صوفيان مناسبت نزديك‌ترى دارد . لذا بهره‌ى بيشترى از علم مىبرند و باطن آنان مانند آبگير و استخر است . آنان مىدانند و عمل مىكنند و به‌سان بركه و استخرى